(دود ِ فلفل)
روی کوه پرتابی وجود دارد که باغ های فلزی در آن عبارتتند از مقداری فلفل ،
مقداری از سرعت یک ماشین که راننده را دو دستی تقدیم می کند به قسمتی از
جسم خودش ومقداری از پالتویی نازک پالتویی دراز . چقدر آهن دنبال این پالتو
راه می افتد .آهن پالتو را سنگین می کند واز پرتاب خوبی بهره مندش
می کند .روی آهن، دهان بازی وجود دارد که هر تننده ای را از منبر پایین
می آورد .کوه ر َوی وجود ِ پرتابی دارد .دود ماشین مثل کاهی از سرعت کلمه
بیرون می آید .آهن ضرب در روی تقسیم بر مقسومن الیه ِ جسم پرت شده
، بازی دهان را تند در داخل دستان فلفل می گذارد . آهن ِ کوه رَوی وقتی از نفس
می افتد که روی باغ های فلزی در پالتویی نازک ته نشین شده باشد .دود کلمه
روی وجود ِ پرتابی ، تاب می خورد و دودی از این دود بیرون می آید که همه ی
منفعت های پنهان شده ی زیر پالتوی دراز را دو دستی تقدیم می کند به قسمتی از
جسم دهان باز . دهان بازی همراه با فلفل بازی . دهان ِ باز جسم پالتویی دراز -
پالتویی نازک دارد .و راننده که لای سرعت ماشین دستی به سر و روی قسمتی
از خودش می کشد ، درخت را که در ته پرتاب خوابیده است بیدار می کند وباز
از لای بیداری درخت ، درخت را بیدار می کند .بازی رَوی وجود تننده ای
دارد .سرعت ماشین ضرب در پالتویی دراز تقسیم بر مقسومن الیه دود بازی ،
بیداری راننده را خواب می کند . روی کلمه پالتویی نازک وجود دارد .پالتو
برداری دود دارد .
۲ بهمن۸۴ - یاسوج /خوابگاه علوم پزشکی
