تبليغاتX
فرار از راه از فرار
دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1384

 

(دود ِ فلفل)

 

 

روی کوه پرتابی وجود دارد که باغ های فلزی در آن عبارتتند از مقداری فلفل ،

 مقداری از سرعت یک ماشین که راننده را دو دستی تقدیم می کند به قسمتی از

 جسم خودش ومقداری از پالتویی نازک پالتویی دراز . چقدر آهن دنبال این پالتو

 راه می افتد .آهن پالتو را سنگین می کند واز پرتاب خوبی بهره مندش

 می کند .روی آهن، دهان بازی وجود دارد که هر تننده ای را از منبر پایین

 می آورد .کوه ر َوی وجود ِ پرتابی دارد .دود ماشین مثل کاهی از سرعت کلمه

 بیرون  می آید .آهن ضرب در روی تقسیم بر مقسومن الیه ِ جسم پرت شده

 ، بازی دهان را تند در داخل دستان فلفل می گذارد . آهن ِ کوه رَوی وقتی از نفس

 می افتد که روی باغ های فلزی در پالتویی نازک ته نشین شده باشد .دود کلمه

 روی وجود ِ پرتابی ، تاب می خورد و دودی از این دود بیرون می آید که همه ی

 منفعت های پنهان شده ی زیر پالتوی دراز را دو دستی تقدیم می کند به قسمتی از

 جسم دهان باز . دهان بازی همراه با فلفل بازی . دهان ِ باز جسم  پالتویی دراز -

 پالتویی نازک دارد .و راننده که لای سرعت ماشین دستی به سر  و روی قسمتی

 از خودش می کشد ، درخت را که  در ته پرتاب خوابیده است بیدار می کند وباز

 از  لای بیداری درخت ، درخت را بیدار می کند .بازی رَوی وجود تننده ای

 دارد .سرعت ماشین ضرب در پالتویی دراز تقسیم بر مقسومن الیه دود بازی ،

 بیداری راننده را خواب می کند . روی کلمه پالتویی نازک وجود دارد .پالتو

 برداری دود دارد .

 

 

۲ بهمن۸۴ - یاسوج /خوابگاه علوم پزشکی

 
+ نوشته شده در 17:12 توسط خدامراد فروهر.
شنبه یکم بهمن 1384

           آدرس

به دکتر اشکان نگین تاجی

که گاهی دوربین از او عکس میگیرد

 

کلبه

در ندارد

وبا حسرت

به درخت نگاه می کند

 هر روز

 درناهایی نزدیک دریاچه می نشینند

 

نادر

دوست قدیمی همی ما

به هوا می پرد

وآس را پرت می کند

 

لبخند درخت با لبخند درنا

 توی دریاچه می افتد

 

بازی ی به هم ریخته شده

 در کلبه

به سرباز

 بی بی

ونادر

نگاه می کند 

                          یاسوج ۲۱ دی ماه۸۴

+ نوشته شده در 13:40 توسط خدامراد فروهر.