تبليغاتX
فرار از راه ازفرار

فرار از راه ازفرار

.

 

برد ِ دست و دستبرد

به بهانه ی ِ ...

نوشتن شعر تولدی دیگر از خودم به جای ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد فروغ 

با تغییراتی در درون خود این شعر ِ  فروغ  برایم مثل گذشته لذت بخش بوده. اگر چه دوستانی  در این شهر(ده - دشت )که من ظاهرن در ان زندگی می کنم هستند که با این کار امپرشون بالا رفته وکاملن احمقانه با قضییه برخورد کرده اند.شهری که شعر نخواندن دران برایم مایه ارامش است...     

دست بردن درهر چیزی برای ام (آیا من یک انسانم؟) لذت بخش است .

علاوه براین من اگر در چیزی دست نبرم می میرم.این دست بردن گاهی

 ساده ودم دستی از تغییرهایی در کفش یا پیراهنی که تازه

خریده ام شروع می شود تا تا مسایلی که در ذهنم وذهن اجتماعم

 هست.همان گونه که اجتماع - سیاست اقتصاد  و...در روحیه وجسم

من به طور طبیعی وگاهی به طور ازمایشی(و برای من مرگبار) دست

می برد .کسی که نمی تواند دست ببرد در چیزی به راحتی به سوی

جاده ی دستبرد قدم بر می دارد.چه بخواهد وچه نخواهداو شروع

می کند به دستبرد زدن .گاهی مخفیانه وگاهی آشکار....

 

چون شعر همراهم نیست فقط سه سطر ابتدایی اش را می نویسم .

(هیچ کلمه ای به این شعر نه اضافه شده ونه از آن کم شده.

همان کلمات در شعر فروغ جابه جا می شوند یا به گونه ای دیگر خوانده می شوند)

 

وآن منم

مردی سرد

در آغاز فصلی تنها

....

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم آبان 1385ساعت 15:26  توسط خدامراد فروهر  | 

 

متاسفانه بخشی از این مطلب هنگام تایپ حذف گردید و مجبورم تا چند روز دیگه همین دو بخش ابتدایی اش رو اینجا بذارم .

 

نوستالوژي ی دور ِ ادب

 

*

درهرچيزي كه مي نويسيم ، همواره مقداري از آن چيز نانوشته مي ماند . رها می شود . بخار مي شود . هار مي شود . تا در " نوشته اي ديگر " شكل خود را بدست آورد . رهايي براي گير انداختن.

نوشته اي ديگر ، صرفن يك مكان نيست ، كه يك امكان است . امكان مثل تله عمل مي كند. مشخصه ي تله چيست ؟ گير انداختن يكباره ي مقداري (تعدادي) از كل هست . به عبارت بهتر گير انداختن مقداري(تعدادي) از مقداري(تعدادي)است .اگر اين مشخصه نباشد ، تله هم نمي تواند وجود داشته باشد. مشخصه ي تله يا خود تله به كل اين اجازه را مي دهد تا خود را ترميم كند وبه خود فرصت باليدن بدهد . خود را شكل بدهد.مقداري گير مي كند ومقداري نه. بازي رجوع ِ كل به جزء  وبرعكس ، شكل را شكيل مي كند. شكارچي اي كه دوست دارد پرندگان يك منطقه را در يك بار شكار ، صيد كند به ساختار شكار وتله ، پي نبرده است. يك " ما" ي وارونه در امكان خوابيده است. مقداري از مقدار، راه مي شود ودر اين راه هر چيزي قلقلك داده مي شود.

 

 

**

 

سوالی هست که گاهی می آید . سوالی که از ما می خواهد تنها چهار یا پنج کتاب رانام ببریم که با خود به جزیره ای می بریم . سوال در واقع مربوط به لحظات عیاشی ذهن است . قسمتی از ذهن در هنگام به پایان رسیدن گفتگوها یا در ابتدای آن شروع می کند به ریخت وپاش انواع نحو برای جمع وجور کردن تمدن در حال انقراض سطرهای بسته شده. سوالی هراسان است!

پاسخ دهندگان رجوع می کنند به یادآوری خواندنی هایشان تا کتابهایی را نام ببرند که با داشتن آنها نیاز ِ رجوع به کتابهای دیگررا ازبین ببرند . ملاک اکثر افراد برای انتخاب کتابها درهمین" همه چیز نوشته شدن "است . کتابهایی را نام می برند که به عقیده ی خودشان کاملترین اند . جزیره ، امکان رجوع را از بین می برد وپاسخ دهندگان ، در برابر ترس ِ موجود ، پیشاپیش دنبال راه حلی برای ادابته کردن  ذهنشان هستند. اما جزیره که امکان ِ مکان بودن را دچار تردید کرده است با پرندگان در حال ِ پرواز بالای  جزیره ، درحال اجرای نحوی هستند که مربوط به لحظات عیاشی ی ذهنشان است. در برابراین عیاشی،  ذهن خوانندگان متلاشی می شود. با این همه ، هر سوالی آسان است؟!  

   

 

 

 

 

 

*******

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم آبان 1385ساعت 18:57  توسط خدامراد فروهر  | 

                                 .

 

                                              چراغ

 

                چیزی جز باد نبود

 

 

.

+ نوشته شده در  پنجشنبه یازدهم آبان 1385ساعت 11:33  توسط خدامراد فروهر  |