تبليغاتX
فرار از راه ازفرار

فرار از راه ازفرار

.

 

 

مسئله ی تغزل  برای چشمان گاو با مسئله ی تشهد برای زنبور عسل یکی است. (ر.ک  آخرین اخبار مربوط به زایمان های اخیر)

 

برای او تاریخ پایان یافته است ؟! درآسایشگاهی که همه در حال زل زدن به هم هستند  این پایان خیلی می چسپد.نظریه ی پایان یافتن تاریخ در این آسایشگاه روانی  ـ یک بازی سرگرم کننده ای است که معمولن از ساعت های پایانی عصر شروع می شود .بازی ای شبیه پشکل - غار ***. اگر این بازی در صبح اتفاق بیفتد که معمولن سابقه نداشته این بازی در صبح اتفاق بیفتد ،  شبیه به بازی ی تعویض شهرداران در شهرهای جنوبی می شود .

عصرکه از خواب بیدار می شود روی تختش می نشیند و در اولین فرصت سیگارش را روشن می کند. در پک های ابتدایی ، یک درخت بلوط قدیمی در حال افتادن است.مسئول آسایشگاه چند بار به او اخطار داده است.اما درخت بلوط همیشه در حال افتادن است.

آنها هر روز موظفند این سوال را با صدای بلند در محوطه ی آسایشگاه تکرارکنند : آیا تاریخ پایان یافته است؟

آنها موظفند که هر روز به این سوال پاسخ بدهند:بله تاریخ پایان یافته است. نه تاریخ پایان نیافته است.آنها روی صف می ایستند وجواب می دهند. پاسخ هر کس با روز قبل نباید یکی باشد.اگر کسی در دو روز پشت سر هم  در جواب بگوید :"بله تاریخ پایان یافته است" یا بگوید "نه تاریخ پایان نیافته است"  او را به سالنی تاریک می برند و عکس های خانوادگی شهرداران شهرهای جنوبی را روی پرده  نشان اش می دهند.

یک روز به دیدن اش رفتم .در حال انجام یک بازی ی سرگرم کننده بود .مسئول آسایشگاه گفت: بهتره مزاحمش نشی .این یک بازی ی سرگرم کننده است .

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*** پشکل ِ غار دراین استان (کُه گِی لو یِه وبویر احمد)یک بازی است که با پشکل انجام می شود .من این بازی را آن موقع زیاد انجام دادم نمی دانم بقیه چقدر انجام اش دادند.هر کی هم انجام نداده مشکل از خودش است .به هر حال..

 

.

یزد/۳۱/۶/۸۶

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم شهریور 1386ساعت 21:26  توسط خدامراد فروهر  | 

 

 

داستان -مونا طالشی -کرج

 

مرد جذامی دوست داشت بشنود صدای زنگ بچه ها را که از جاده سرازیر می شدند.مرد جذامی دوست داشت صدای زنگ مدرسه ها را. مرد جذامی ...

آرزو داشت با انگشت هایش چند شماره بگیرد.

یک جغد نشسته بود روی اداره مخابرات.گوش تا گوش جغد نشسته بود روی اداره ی مخابرات.

مرداد۸۵(؟)

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386ساعت 21:4  توسط خدامراد فروهر  |