
به تاجماه دیلگونی -
هر حرف از ته استخوان با رگ ها و تردید ها همسفر است
تقریبن ۲۴ساعت در شبانه روز دوستت دارم
بعضی از زن ها احمقانه داد می کشند
بعضی ها از زن احمقانه داد می کشند
بعضی از دادها احمقانه زن می کشند
امروز نزار قبانی را در بازار دیدم
بوی معادله ی دست دومی می داد
تبلیغ شورت زنان شرقی به کمک مورچه های دادان بعداز ظهر را خفه کرده بود
وشاید فردا هم نزار قبانی را ببینم
او بیشتر در بازار ها می چرخد
کشت سلول زن ها در مجاورت نقطه های پژمرده
بی آب وباغبان
هر هراسی را به جانوری وحشی تبدیل کرده است
بوی می آید
نزار است؟؟
بی آب وپارچه به مورچه های دادان فحش دادند وخود رفتند در باغ
وحشره را کشتند به مجاورت هم تجاوز کردند وهنوز رکیک اند با اشتهای کاذب
بوی بو می آید
حشره وتنپوش در ایستگاه با نقاشی از آن رگ ها موجب مجاورت اند